همه رو برق، ما رو گاز ادیسون

خرید بک لینک
مامانم تو خواب دیده که من دستم تو دست یه دخترِ زشت و بدترکیب و ترسناکه و اون دختر هم، همسر و یا به عبارتی، زن منه. پنجههای دستامون رو به هم قفل کردیم و ...با شنیدن این توصیفات من خندهم گرفت و گفتم؛ یاهاهاهاهاععلتش هم اینه که مادرم از جیک و پوک کارای من خبر نِدِره و این چندوقت اخیر که کمتر همدیگه رو میدیدیم، مکالماتی که رد و بدل کردم باعث نگرانیش شده و ترس این که مبادا شیوه و مرام و مسلکِ عروس آیندهش متفاوت از ایدهآلهای خودش باشه، موجب شده که این عروسِ نامطلوب، در عالم رویا، به صورت یه تصویر زشت یا به تعبیری، به عنوان جرثومهی فساد نمود پیدا کن همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: تعبیر خواب,تعبیر خواب مار,تعبیر خواب مرده,تعبیر خواب گربه,تعبیر خواب سگ,تعبیر خواب دندان,تعبیر خواب موش,تعبیر خواب ماهی,تعبیر خواب سوسک,تعبیر خواب برف, نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 13:52

شیخالاکبر میگه؛سِرّ قدر یکی از بالاترین معارف است. اگر کسی از سر قدر آگاه باشد، این معرفت او را هم به کمال آرامش روان میرساند و هم با دردی جانسوز دمساز میکند.آرامش نامتداول از این آگاهی ناشی میشود که انجام امور عالم از ازل متعین شده است. به جای تلاش بیهوده برای کسب چیزی که انسان قابلیت آن را ندارد، بهتر است رضا به قضا داداز سوی دیگر انسان از این درد جانکاه باید عذاب بکشد که این همه به اصطلاح «بیعدالتیها»، «شرّ و شورها»، «تحمل رنجها» را در اطراف خود میبیند و دقیقا میداند که در «استعداد» او نیست که آنها را از عرصهی عالم برداردابوسعید ابو همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 16:39

چندروزه که ابوی و والده به اتفاق رفتند سفر. اجازه بدید بشمارم... آهان... پنج روزه که رفتند. حالا رفتم توی تراس لباس پهن کنم. بعد یهو یادم اومد که توی این پنجروز گلدونا رو آب ندادم. والده شونصدبار به ما توصیه کرده بود که؛ «یادت نره اینارو هر دو روز یه بار باید آب بدی و اونا رو هر روز باید آب بدی و ... » و من بدون اینکه هیچ توجهی به حرفاش داشته باشم، میگفتم؛ «برو بابا ولمون کن.» آخه از خواب بیدارم کرده بود و داشت توصیههای ضروری رو بدون آمادگی قبلی فرو میکرد تو گوش من. منم چون خیلی آدم مسئولیتپذیری هستم، معمولا از هیشکی هیچ مسئولیتی قبول نمیکنم. در اون لحظه همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 8:30

استاد بزرگ پس از مدتها مراقبه از حجرهی خود بیرون آمد. قدمهایش سنگین و جسمش سبک بود. در و دیوار و پنجره از ثقل حضورش بیتاب بودند اما از شکوه حضورش، فقط به نظاره سکوت کرده بودند. نور بود که از دخمهی تاریک بیرون میآمد. به لب در که رسید، آهسته قدم برداشت و به بالا نگاه کرد. شب بود و تاریک. استاد بزرگ بر دهانهی در ایستاد و با صدای گرم و خشن خود (انگار) خطاب به سالکینِ راه حق گفت؛به عقل ایمان ندارم. به کند بودن و ضعیف بودنش قسم خورده، و به ناقص بودنش اقرار خواهم کرد. جسم برایم نماد اضمحلال و مرگ است. صورتهای زیبا را کنار میزنم، گندیدگی و پوسیدگی ساله همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 8:30

عطف به؛ رمان ۱۹۸۴* از جرج اورولآهنگِ راهی نیستبند؛ زیر سیگاریدانلودیه آهنگ دیگه از همین گروه اسم اهنگ؛ روزای آخر؛ (از دقیقهی یک به بعد خوب میشه)دانلود *همفاز این رمان٬ میخوام رمان دنیای قشنگ نو(brave new world) از آلدوس هاکسلی رو معرفی کنم.قبل از این که دماغاتونو عمل کنید، باس این قصه رو یه نیگا بندازید. نگران نباشید، یه نیگا حلاله همیشه. تو مکتب ما حتی یه ماچ هم حلاله. فقط نگران نباشید. چون استرس آدمو بدجوری چروک میکنه.عطف به؛ جنایات و مکافات از داستایوفسکیآهنگِ راسکولنیکفبند؛ آکولاددانلودعطف به؛ صد سال تنهایی از مارکزآهنگِ "آئورلیانو" از همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: عطفها واستمتع, نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 8:30

مامان بچهی شماره1 بهش گفت؛ برو با بچهی شماره 2 بازی کن و باهم دوست بشید.

مامان بچهی شماره2 که این حرف رو شنید، به بچهی شماره 2 گفت؛ بیا بریم جیشت رو بکنی تا بیای با بچهی شمارهی 1 دوست شی و با هم بازی کنید.

من رو کردم به بابای بچهی شماره 1 و گفتم؛ رفاقتی که با شاشیدن شروع شه، عاقبتش با.

همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 8:30

به مندی گفتم «بیخیال شو. اینا همشون لاتاند، میگیرن جر و واجرمون میکنند». مندی که مغلوب هیجان جوانی شده بود، گاز داد طرفِ یارو. یارو خودش رو پرت کرد جلوی ماشین و با لهجه گفت؛ «بیا پایین تا خارتو بگام بچهکونی.» یا یه همچین چیزی. مندی رفت پایین. دقیقا متوجه نشدم که چرا از ماشین پیاده شد. رفت که خارش رو بگان؟ یا رفت که نذاره خارش رو بگان؟ نمیدونم. بحث پیچیدهایه که فعلا مجال پرداختش نیست. ادامه مطلب همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: ادامه مطلب,ادامه مطلب در,ادامه مطلب متحرک,ادامه مطلب در وبلاگ,ادامه مطلب در وردپرس,ادامه مطلب برای وبلاگ,ادامه مطلب در جوملا,ادامه مطلب متحرك,ادامه مطلب زیبا,ادامه مطلب متحرک زیبا, نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 8:29

سه روایت از یک واقعه، از سه منظر متفاوت. روایت اول که از نظر من جذابترین قسمت داستان هم بود، از زبان یه نوجوان مرده(مقتول) گفته میشه. روایت دوم از زبان یکی از شاهدان این قتل. و روایت سوم، از زبان قاتل گفته میشه. توصیه میکنم بیش از یه بار بخونید. جزئیات خوبی داره. به علاوه اینکه٬ شروع داستان٬ در عین حال پایان داستان هم هست.قشنگترین قسمت داستان، گفتگوی دوتا نوجوون مردهست. هر کدوم از مرگ خودشون بدست طرف مقابل حرف میزنن... و نویسنده به طور غیرمستقیم٬ حکایت از پوچی این جنگ و کشتار میکنه. چیزی که به نظر خاص میکنه این نوشته رو٬ شیوهی روایت داستانه.دوصفح همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: داستان مردگان محمدحسین محمدی, نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 8:29

اولش حس کردم که چرا محیط اینجوریه. حتی به ذهنم رسید که؛ این احمقا چرا تو دستشویی پرده کشیدند؟ اما حواسم بیشتر پیش عینکم بود که واسه چندمین بار پیاپی یادم رفته بود بیارمش و تف...تف به این حواسپرتی. دوسال بود که چشم چپم ضعیف بود. محلش نمیذاشتم. اما یهو خیلی کور شدم. بدون عینک کمیتم لنگ میشه. فکر اینکه کار انبار رو قبول کنم یا نه. و اگه قبول کنم همه وقتم رو میگیره. فکر اینکه اصلا من حقوق اینطوری، پول اینطوری به چه دردم میخوره. فکر اینکه با این کار بیشتر میرم سمت انزوا. فکر اینکه انزوا تا این حد، خوبه یا بد؟ فکر اینکه واقعا حالم خوب نیست. میدونم ذهنی و فکری مری همه رو برق، ما رو گاز ادیسون...

ما را در سایت همه رو برق، ما رو گاز ادیسون دنبال می‌کنید

برچسب: همه رو برق میگیره مارو چراغ نفتی,همه رو برق میگیره مارو,همه رو برق میگیره,همه را برق میگیره ما رو, نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 8:29

صفحه بندی